![]() |
![]() |
|
| مينويسم پس هستم |
|
مشق شب: اندکی صبر سحر نزدیک است اندکی صبر سحر نزدیک است اندکی صبر سحر نزدیک است اندکی صبر سحر نزدیک است ....................................... ....................................... .......................................
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 31 شهریور1387ساعت 2 بعد از ظهر توسط ف ج |
|
|
بفرمایید کمی پول !!! حتمن شما هم بارها این عبارات رو شنیدین یا به کار بردین که: پول حلال مشکلاته، پول مثل چرک کف دست می مونه، پول خوشبختی نمیاره، مگه پول علف خرسه یا این شعار اقتصادی که اسکناس سرمایه ملیه، ولی شاید این عبارت رو نشنیده باشین که "پول منشاء 20 نوع بیماریه" البته اینجا مقصود اسکناس یا پول کاغذیه! چند وقت پیش، تو یه سایت اقتصادی این عبارت رو دیدم (شوخی: و به این حقیقت تلخ پی بردم!) بنابر این حتمن برای حفظ سلامتی هر بار بعد از خرید یا شمردن پول، دستهاتون رو با آب و صابون بشورید. میزان آلودگی پول های کاغذی از نوع فلزی (سکه ای) اونها بیشتره. گاهی موقع خرید یا پیاده شدن از تاکسی اگر فروشنده یا راننده پول های درب و داغونی که میکرب و ویروس ازشون می باره بهم بدن ترجیح میدم بقیه پول رو نگیرم! از سالها پیش تو ممالک مترقی پول های کاغذی جای خودشون رو به کارت های اعتباری دادن که صدها حسن دارن از جمله امنیت اونها به جهت رمز دار بودن، کم حجم بودن، بهداشتی بودن و مهمتر از همه اتصال به شبکه بانکی که از مظاهر مدرنیته محسوب میشه و به فرد نوعی رسمیت و اعتبار میده! چند وقت پیش وقتی میخواستم برم خرید مانتو تصمیم گرفتم حسابی مدرن باشم و به جای اسکناس کارت اعتباری شتاب با خودم بردم. بعد از کلی گشت و گذار به سبب مشکل پسند بودن! از سی چهل تا فروشگاه فقط دو تاشون مانتوهای به درد بخور و باب میل داشتن که از قضا هیچکدوم دستگاه کارت خوان نداشتن و منهم فقط اون روز خاص رو برای خرید انتخاب کرده بودم، عاقبت خانوم فروشنده رفت مغازه های اطراف تا دستگاه کارت خوان پیدا کنه و چون سر ظهر و آخر هفته و آخر ماه بود خیلی هاشون یا در حال حسابرسی بودن یا دستگاهشون خراب بود و ... کلی درد سر تا خرید انجام شد !! مدتیه به عنوان مترجم با یه مجله تخصصی اقتصادی همکاری میکنم و مدام در ترجمه مطالب به این عبارت بر می خورم که " برای مدرنیزه کردن، افزایش کارایی، و پیشرفت، تجهیز زیر ساخت ها از ضروریات امر محسوب می شود."و این در مورد سیستم بانکی یعنی تجهیز امکانات سخت افزاری، درست به دلیل ضعف تو همین ساختاره که سیستم کارت خوان بانک ها (ATM)* دائم دچار مشکل هستن و جالب اینکه بعضی وقتها همه دستگاه ها تصمیم می گیرن در آن واحد خراب بشن! یا کسری موجودی داشته باشن! و شما به این ضعف ساختار سیستم بانکی اضافه کنید کم سرعت بودن خطوط اینترنت، آنالوگ بودن سیستم الکترونیکی صدا و سیما، ضعف صنعت خودرو سازی و الخ...... * automatic teller machine
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 10 قبل از ظهر توسط ف ج |
|
|
خلوت آهسته و پاورچین، می آیم و گوشه ای از خلوت ذهنت می نشینم نه مثل دخترکی پرشور و مضطرب که زنی آرام و می گذارم این بار خودت قضاوت کنی ! ممنون که مرا به خلوت ذهنت راه دادی.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط ف ج |
|
|
شاید مفید !! طی چند سالی که از yahoo mail و gmail استفاده می کنم متوجه تفاوتهایی شدم که فکر کردم بد نباشه اینجا بنویسم : + در yahoo mail Download و attach کردن فایلهای سنگین راحت تر انجام می گیره همچنین دریافت ایمیل ها از ضریب اطمینان بالایی برخورداره، اگر پیامی براتون ارسال بشه حتمن دریافت میکنین، حتی اگر با تاخیر همراه باشه ! _ gmail معمولن در انجام مراحل بالا دچار مشکل میشه. _ yahoo mail به علت محدودیت فضای موجود، بسیاری ار ایمیل های خوانده شده و نشده بعد از مدتی، فکر میکنم حدودن صد روز خود به خود حذف میشن یا به اصطلاح میسوزن ! + gmail فضایی با ظرفیت بالا داره که تا چندین سال پیامها رو ذخیره میکنه _ yahoo mail امکان chat کردن مستقیم وجود نداره و می بایست از طریق yahoo messenger اقدام بشه + gmail این امکان رو میده که مستقیمن chat کنین . _ yahoo mail آدرس افراد رو می بایست خودتون وارد کنید + gmail آدرس هارو مستقیمن وارد قسمت آدرسها میکنه و نیازی به وارد کردن دستی نیست . +gmail امکان بسیار خوبی که داره اینه که خط اول پیام رو در معرض دید قرار میده و شما اگر خواستید پیام رو باز میکنید. _ yahoo mail چنین امکانی نداره و فقط " موضوع" پیام هست که قابل دریافته. + yahoo mail بهترین امکان این نوع ایمیل نشون دادن فایلهای دارای ویروس (corrupted files) هست، بنابر این از وارد شدن ویروس به کامپیوتر جلوگیری میشه. _ gmail امکان ویروس یابی وجود نداره، بهمین دلیل امکان ویروسی شدن کامپیوتر بیشتر میشه ! * در هر حال اگر هر دو نوع ایمیل رو داشته باشید بد نیست!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 0 قبل از ظهر توسط ف ج |
|
|
ماجراهای من و پسرم (5) * مرور درسهای کلاس اول من: بنویس، داوود دوات را روی میز می گذارد. پسرم: دوات یعنی دارو؟ مثلن تو میگی بیا دوات و بخور! _ نه! دوات چیزیه که توش جوهر می ریزن! _ اون که میشه جا جوهری!!! * اعتراض _ مامان باید برام اسپایدرمن بکشی! _ ولی من که نقاشی م خوب نیس. _ آخه تو چه جور مامانی هستی؟ مگه درس نخوندی؟ مگه دانشگاه نرفتی؟ _ من که رشته نقاشی نخوندم! باید از خاله هات بخوایی. _ آره وقتی آدم ما مانش بی فایده باشه بایدم بره پیش خاله هاش! فقط بلدی ترجمه کنی! ( و در حال غر زدن از اتاق بیرون می رود.) * استدلال (1) همسر محترم: فردا باید یه سر برم فلسطین ( خیابان فلسطین) _ ( با تعجب) بابا میخوایی بری جنگ؟؟؟؟!! * استدلال (2) روی CD گیم نوشته شده " احتیاط، اعتیاد آور است" _ ببین نوشته اعتیاد آور ! _ آخه مگه من موقع گیم بازی سیگار می کشم ؟؟ !! * تو پارک بعد از کلی دویدن و بازی وای مامان خیلی گرممه مثل "شیطان" داره آتیش از سرم بیرون میاد !!! * یه چیزی شبیه حس وطن پرستی! داره مسابقه بسکتبال بین ایران و فیلیپین رو که از شبکه 3 پخش میشه، تماشا میکنه: _ وای! دیدی چی شد؟ این تیم لعنتیه فیلیپین به ایران گل زد!!!!!!!!!!!!!! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ.ن از برکات کشف نشده ماه رمضان : آپ شدن وبلاگ، صبح زود!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 16 شهریور1387ساعت 5 قبل از ظهر توسط ف ج |
|
|
گلدونام!!!!!!!!!! تابستون پارسال بود انگار یا سال قبلش! منزل والدین محترم بودم و نمیدونم چرا گذرم افتاد به انباری منزل پدری و چشمم افتاد به جفت گلدونای آبی که یه گوشه واسه خودشون داشتن خاک می خوردن!! ورشون داشتم و کلی غر، سر خواهران محترمه که اینا چرا اینجان؟؟!! خواهر آخری گفت که کار، کار خواهر اولیه ( بعد از خودم) و اونم گفت که اینا دیگه د مده شدن!! خواهر دومیه واسطه شد و برد این دو تا گلدون و خوب شست و خشک کرد و پیچید لای روزنامه و آوردمشون خونه خودمون و گذاشتمشون جایی که جلو چشمم باشن!! و جالب اینکه خیلی از دوستانی که اومدن خونه ما گفتن اینا چه خوشگلن!! این گلدونا از زمان نوجوانی من پاشون به خونه ما (خونه پدری) باز شد و موندگار شدن، نگام که بهشون میوفته یاد مقوله "زمان" میوفتم که استاد تغییره ولی اینا برام یه جورایی آنتی تز زمان هستن همینجوری موندن، مثل یه وجه از شخصیت آدما که خمیر مایه وجود شونه و هیچ وقت تغییر نمیکنه و موندگاره! و ایکاش این ُبعد موندگار صفات بارز انسانی باشه مثل حسود نبودن، خوب خواستن برای همه، نجیب و شریف بودن ، مثل خوب فکر کردن و قشنگ دیدن! مثل جدی گرفتن اون چیزایی که باید جدی گرفته بشن و جدی نگرفتن اون چیزهایی که نباید جدی گرفته بشن ! مثل مهربونیت که منبع و مادر همه نعمتهاس. با دیدن سطح صاف و صیقلی این گلدونا یادم میوفته که چقدر "شفاف بودن" تو حرفها و برخوردها مهمه، اینکه انقدر صاف و صیقلی رفتار کنیم که دیگران مجبور نباشن فسفر مغزشون و بی خودی برای تحلیل حرفها و رفتارهای ما بسوزونن! و یادم میمونه که از متظاهر بودن و دو پهلو حرف زدن و نقاب به چهره زدن بدم میاد و اینو یه جور بی مهارتی در رفتارهای اجتماعی میدونم!! و یاد حرف سهراب سپهری میوفتم که "کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود!!" و فکر میکنم اگر مردم دانه های دلشون پیدا بود تکلیف افراد چقدر زود روشن میشد !! و اینکه چقدر رابطه آدمها می تونه سبب اعتلا یا سقوط همدیگه بشه و مومن و درستکار بودن آدمها در درجه اول به میزان خوب بودن و مفید بودن و اعتلا بخشی اونها ست! وقتی به قول بزرگی " سادگی در عین حال قشنگی" این گلدونا رو میبینم یادم میوفته که جذابیت بعضی شخصیتهای نادر( = کمیاب) هیچ ربطی به پیری و جوونی و زشتی و زیبایی و با مدرکی و بی مدرکی و با پولی و بی پولی نداره! انگار که دوست داشتنی بودن تو خونشونه! جزء لاینفک وجود شونه و میگم خوش به حالشون ! این سادگی و قشنگی توامان رو دوست دارم، به قول سهراب:" ساده باشیم، چه در بانک، چه در زیر درخت." و یا اونجائی که میگه:" قشنگ یعنی چه؟" "قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال" و هی با خودم تکرار می کنم " قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال"!!.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط ف ج |
|
|
دست مریزاد !!!!!!!! دیدار شهروندان زن با نمایندگان در رابطه با "لایحه حمایت از خانواده" متن کامل این گزارش جالب رو اینجا ببینید و بخونید !
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 10 قبل از ظهر توسط ف ج |
|
|
بازيچه ُمدتيه به این نتیجه رسیدم كه كل اين دنيا فقط يه " بازيچه"ست، به دنيا آمدن، رشد كردن، تحصيل، عشق، ازدواج، شغل، درآمد، موفقيت، پيشرفت، ثروت، شهرت، همه و همه يه بازيه، يه بازيچه! پ.ن "زندگی چیزی نیست جز يك بازي و سرگرمي" سوره حدید / آیه 20 خيام : " ما لعبتكانيم و فلك لعبتباز"
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط ف ج |
|
|
زخم " تو زندگی زخمهایی هست که دیر خوب میشه٬ ولی خوب میشه ! " فیلم سگ کشی٬ بهرام بیضایی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط ف ج |
|
|
از تخم مرغ تا تحریم ! حتمن برای شما هم اتفاق افتاده که بعضی شبها بی خوابی به سرتان بزند و بنشینید پای کامپیوتر و به خواندن مطالب مفید و غیر مفید بپردازید و متوجه گذر زمان نشوید و احساس ضعف بهتون دست بده و تصمیم بگیرید یه چیزی بخورید.( بالاخره این جمله تموم شد!!) من هم دقیقن در یکی از این شبهای مذکور که شرح حالش رفت و طبق رسم مسلمن و کاملن غلط "شام نخوردن" در رژیم بانوان!! احساس اندکی ضعف نموده و برای غلبه بر این حس مزاحم و از فرط تنبلیت (واژه جدید!! دور از چشم فرهنگستانی ها) داغ کردن غذا و آماده کردن مخلّفات، به همان نیمروی ساده اکتفا نمودم و به محض باز کردن در(ب) یخچال و افتادن چشمهایم ( نگاهم بهتر نیست؟) به تخم مرغهایی که از بسته بندی شفافشون خارج نشده بودند یادم افتاد که بیش از 155 بار به همسر محترم گفتم که اونها رو از بسته بندی خارج بکنه و در محلی که تکنولوژی در قسمت داخلی در(ب) یخچال براشون تعبیه کرده بچینند و ایشان هم درست 155 بار گفتن: "چشم و من هم جواب داده ام:" چشمتان بی بلا! ( چه عبارت لوسی!!) فعلن نیاز مبرم داریم به اندکی دقت!!! " بگذریم خلاصه با احتیاط تمام، در جهت برهم نزدن آرامش افراد فرو رفته در خواب ناز، مثل آقایان یا خانم های دزد، بسته را که به شدت خش خش میکند و خیال باز شدن ندارد عاقبت به آرامی باز می کنم و تصمیم می گیرم صبح با بخش کنترل کیفیت کارخانه مزبور تماس بگیرم و پیشنهاد بدهم به جای بسته های فعلی شفاف و نازک و خش خشو!! که نه به درد باز یافت می خورند و نه در طبیعت جذب میشوند، از بسته های مقوائی یا پلاستیکی استفاده کنند که هم قابل باز یافت هستند و هم در طبیعت تجزیه می شوند. نوع فعلی آنقدر شفاف و نازک است که با کوچکترین تماس خرد می شود و عجیب تر اینکه در مقابل باز شدن مقاومت می کند. صبح - الو، ببخشید در مورد بسته بندی تخم مرغهای تولیدی کارخانه شما تماس می گیرم، میشه وصل کنید به بخش مربوطه؟ - سلام آقا ( و دلایل بالا را توضیح میدهم) - آن طرف خط: بله، فرمایش شما متین! ولی شما اولین نفری هستین که در این مورد تماس گرفتین! - خب، برای فروش بیشتر، رضایت یه مشتری هم شرطه! اینطور نیست؟ ( تو اون لحظه چیز دیگه ای به خاطرم نیامد!) - بله، صد در صد! ولی بزارید من دلیل اصلی اون رو توضیح بدم، مواد اولیه ای که برای تهیه این جعبه ها ی شفاف و یکبار مصرف استفاده میشه، وارداتیه و ما چون تحریم هستیم مجبوریم از مواد نا مرغوب داخلی استفاده کنیم. البته من پیشنهاد شمارو انتقال میدم !! - ظاهرن توضیحاتش غلط یا درست قانع کننده بود!! خداحافظی می کنم و فکر می کنم بهترین عنوان برای این مطلب همان " از تخم مرغ تا تحریم" باشد !!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 2 شهریور1387ساعت 8 قبل از ظهر توسط ف ج |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
مهم این نیست من که هستم؛
مهم این است که در این جا فرصت حضور یافته ام و مهم تر این که تو از میان این همه انبوهی و کثرت، مرا و اندیشه هایم را پیدا کرده ای! |
|
RSS
|