![]() |
![]() |
|
| مينويسم پس هستم |
|
بالاخره با سلام و صلوات خوندن کتاب "درد جاودانگی"* میگل د اونامونو ( Miguel De Unamuno) ترجمه بهاء الدین خرمشاهی (نشر ناهید) هم تموم شد. اونامونو یکی از فلاسفه قرن بیستم (1936-1864) کشور اسپانیاست که البته این اولین کتابیه که ازش خوندم و بیشتر نقد فلسفه و ناتوانی اون در پاسخ به نیاز جاودانگی و میل انسان برای بقا و نامیرایی هست. در انتها هم یادداشتی از ویلیام بارت( در مورد اونامونو) و صالح حسینی( در مورد ترجمه) اومده. متن کتاب به تبع موضوعش کمی ثقیل بود! از اون تیپ کتابایی که چند ماه بعد چیز زیادی ازش یاد خواننده نمی مونه ولی کلن در شکل گیری شخصیت آدم ها و تغییر مثبت قطعن موثره. تنها راه به یاد سپاری مطالبش یادداشت کردن بعضی جملات و پاراگرافهای کوتاهه. مثل این چند تا : " هر فردی از یک ملت که بخواهد وحدت و تداوم آن ملت را بگسلد، به قصد نابود کردن آن ملت و از بین بردن خود که جزئی از آن است بر خاسته است." ص 42 " سعادت پاداش فضیلت نیست عین آن است" ص 62 " خواجه جسمی احساس نیاز به تولید و تکثیر جسمانی خود ندارد و خواجه روحی نیز عطش بقا طلبی ندارد." " هر گاه سخن از عشق می رود، عشق جنسی در ذهن تداعی می شود، عشق بین مرد و زن که هدفش بقای نسل بر روی زمین است. همین است که هرگز نمی توانیم عشق را تا حد عقلانی محض یا ارادی محض تجربه کنیم. زیرا عشق ماهیتا نه اندیشه است نه اراده بلکه خواهش است، احساس است جلوه جسمانی روح است. از برکت عشق است که در می یابیم روح هم بهره ای از جسم دارد." ص 186 در کل ترجمه کتاب خوب بود و قطعن دشوار هم بوده، در کل ترجمه کردن کار سختیه و نیاز به حوصله و پشتکار بسیار داره مخصوصن اگر متن فلسفی هم باشه. یه جاهایی آقای خرمشاهی عباراتی رو به کار بردن که راستش برای اولین بار می خوندمشون و معنیشون و نمیدونستم . اگر شماهم خواستین بخونین حتمن یه فرهنگ فارسی کنار دسستتون باشه. مثل این چند تا : " او مردی فرهیخته و وسیع المشرب بود " فکر می کنم همون خوش مشرب یا خوش رفتار باشه. " هنگامی که دیگران عبارت یا اندیشه ای را که متعلق به ماست انتحال می کنند، چه حرص و جوشی می خوریم." در فرهنگ معین به معنای "به خود نسبت دادن". " تنها انجیل است که مساله حیات و جاودانگی را با وضوح تمام مطمح نظر قرار داده." در فرهنگ معین به معنای: نظرگاه، محل نظر که فکر می کنم اینجا باید "مد نظر قرار دادن" باشه. " همه بحث های مطنطنی که به دفاع از عطش....." این واژه در فرهنگ معین یک جلدی من نبود. * ۴۲۷ صفحه، قیمت ۴۴۰۰ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 9 بعد از ظهر توسط ف ج |
|
|
فقط فیلم کارگردانی مثل اصغر فرهادی می تونه در بحبوحه ترجمه و حجم وسیع برگه های امتحانی دانشجوها از پای میز کار بلندم کنه و یه راست ببره سینما آفریقا و برام قصه "قضاوت" آدم هایی رو به تصویر بکشه که در پس ظاهر مدرن و امروزیشون غرق در تحجر و سنت هستن!! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فیلم " درباره الی...." برنده خرس نقره ای جشنواره برلین، ۲۰۰۹
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 29 تیر1388ساعت 1 بعد از ظهر توسط ف ج |
|
|
هزار نکته باریک تر از ... خب، بالاخره کامپیوتر ما هم از بستر بیماری برخاست و از دست ویروس ها خلاصی یافت! امیدوارم همه ابناء بشر از انواع ویروس ها ی پنهان و آشکار که تن و روان رو درگیر می کنن رهایی پیدا کنن ( آمین!) ویروس هایی مثل حسد، حقد و کینه، عقده های روانی و همه اون کمبودهایی که باعث میشن ما نتونیم خوشبختی های کوچک دیگران رو ببینیم. میگم خوشبختی های کوچک چرا که معتقدم خوشبختی بزرگ اونه که ظرفیت روانی دیدن و درک حس دیگران رو داشته باشیم. بدون شک همه ما ضربه روحی خوردیم، آسیب روانی دیدیم، کمبودهایی داشتیم، سختی کشیدیم( هر کس به نوعی ) اما قرار نیست دیگران تاوان زخمهای ما باشند؛ قرار نیست دیگران محل عقده پراکنی های ما باشند؛ هیچ یک از افرادی که در آسیب دیدن های ما نقش نداشتند گناهی در مورد ما مرتکب نشده اند فقط شاید آنچه دارند و آنچه سهمشان از زندگی است ما را بیشتر یاد کمبودهایمان می اندازند؛ بیشتر اذیت مان می کنند و باز هم می دانیم که آنها مقصر نیستند؛ بلکه ما آستانه تحملمان کم است. هر کس هر آنچه دارد نتیجه دو چیز است : تقدیر و تلاش برای به دست آوردن و حفظ آنچه از زندگی می خواهد و دوست دارد. وقتی نویسنده وبلاگ دنیای بهتر از مکالمات پسرش می نویسد (که مسلمن تنها بچه روی زمین نبوده و نیست!) تا برای بازدید کننده گان تفریح ذهنی باشد؛ عده ای قطعن ناخود آگاهانه در کامنت های عمومی و خصوصی به سرزنش و نفرین و ملامت نویسنده می پردازن و ... اگر افرادی ما را یاد ناداشته ها و ناکامی هایمان می اندازند مسلمن راهش بد و بیراه نیست! و نیست! و نیست! اگر دیدن، خواندن و یا بودن در حضور فرد یا افرادی اذیتمان می کند رعایت بهداشت روانی ایجاب می کند خود دار باشیم و نخوانیم و نبینیم و ارتباط نداشته باشیم! و در مورد وبلاگ های شخصی دیگران را وادار به فیلتر گذاری در بخش نظرات یا مسدود کردن آن نکنیم. نکته دوم اینکه در کامنتی سوال شده بود " فکر می کنید این وبلاگ در بالا بردن اطلاعات دانشجویان چقدر مفید است؟ " طبق این تعریف وبلاگ صفحه ای شخصی است که نویسنده آن افکار و عقایدش را در مورد موضوعات مختلف با دیگران به اشتراک می گذارد. البته در ایران هنوز تفاوت بین وبلاگ و وب سایت چندان مشخص نیست چراکه برای نوشتن مطالب تخصصی فرد اقدام به راه اندازی وب سایت می نماید و نه وبلاگ! در حالی که شاهد هستیم از وبلاگ ها برای ارائه مطالب تخصصی نیز استفاده می شود! بنابر این پاسخ سوال شما منفی است! دانشجویان و افرادی که به دنبال کسب دانش و اطلاعات هستند می توانند به صدها هزار جلد کتاب، مجله و سایت های تخصصی مرتبط با رشته های خاص خود مراجعه کنند. وبلاگ ها جایی برای درج اطلاعات تخصصی نیست. من هم اگر بخواهم مثلن مطلبی در مورد ترجمه و یا تدریس زبان انگلیسی بیان کنم آن را نه در اینجا بلکه در قالب مقاله به مجلات و سایت های تخصصی ارائه می دهم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 28 تیر1388ساعت 9 بعد از ظهر توسط ف ج |
|
|
Michael Jackson هم اخیرن به دیار باقی شتافتند، لابد می بایست بگیم :God bless him. خب، !God Bless you! Mr. Jackson ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ.ن خدمت دوستانی که این پست رو حمل بر علاقه و الفت من نسبت به مایکل جکسون فقید دونستن از همین جا اعلام می دارم که ایشون هیچ جذابیتی برای من و امثال من نداشتن. اما اونچه برام جالبه اینه که تو کشوری مثل آمریکا یک پسر رنگین پوست آفریقایی تبار، انقدر فرصت بالندگی داشته که به "سلطان پاپ" مشهور شده و آوازه جهانی پیدا کرده!!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 تیر1388ساعت 3 بعد از ظهر توسط ف ج |
|
|
ماجراهای من و پسرم ( ۹) * مدرسه پسرم: مامان امروز تو مدرسه یه اتفاق جالب افتاد، رفتیم آزمایشگاه، بعد خانوممون یه پوست پیاز و گذاشت زیر میکروسکوپ یکی یکی رفتیم دیدیم. من: خب، چطور بود؟ _ مثل یه دیوار پر از آجر! * منزل _ برو کولر رو روشن کن، گرمه داریم می پزیم! _ ( با تعجب) اجاق گاز که خاموشه، ما که چیزی نمی پزیم!! * در مطب دکتر پزشک مربوطه: مشکل خاصی نیست، یه نوع ویروس جدیده! _ وای مامان نکنه ویروس آنفولانزای خوکی باشه!!! * غر _ اگه یه " ترجمه گر" سریع بود می تونست کارتونهای MBC3 رو تند تند برام ترجمه کنه! * منزل همسر محترم: باید یه زنگ بزنم به مهندس موسویان( همکارش) _ ( با تعجب) بابا می خوایی به مهندس موسوی رئیس جمهور زنگ بزنی؟ * پیشنهاد _ مامان میشه شیشه های ماشینمون و " ضد گلوله" کنیم؟!! * دلسوزی _ میگم مامان تو انقد ظرف میشوری، اوتو می کنی، غذا می پزی، تازه ترجمه هم می کنی! _ خب _آخه خسته میشی! اگه یه روبات داشتیم که همه این کارارو انجام میداد تو دیگه خسته نمیشدی!!! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ.ن میدانم که با دیدن این پست، عده ای از دوستان و وبلاگ خوانان انتلکتوآل با خود می گویند چه راحت افتاده در گردونه آرام و روزمره زندگی و بی خیال اوضاع و شرایط شده!!! اما مگر جز زندگی و امیدواری برای بهتر شدن شرایط چاره دیگری هست؟؟؟ وقتی حس کنی there is no way out!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 تیر1388ساعت 10 بعد از ظهر توسط ف ج |
|
|
این روزها این روزها، روزمرگی، شریعتی و دیگر هیچ..... " خدایا به من قدرت آن را عطا کن تا بتوانم بدان اندازه که او را دوست می دارم، نیاز به دوست داشتنش را در خود خاموش سازم." شریعتی، "گفتگوهای تنهایی"
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 6 تیر1388ساعت 10 بعد از ظهر توسط ف ج |
|
|
درد واره ها دردهای من جامه نیستند تا زتن درآورم چامه و چکامه نیستند تا به رشته سخن درآورم دردهای من گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست درد مردم زمانه است مردمی که رنگ پوستینشان رنگ روی آستینشان مردمی که نام هایشان، جلد کهنه شناسنامه هایشان درد می کند من ،ولی تمام استخوان بودنم لحظه های ساده سرودنم درد می کند ......... این سماجت عجیب، پافشاری دردهاست دردهای آشنا دردهای خانگی، دردهای کهنه لجوج درد، حرف نیست درد نام دیگر من است من چگونه خویش را صدا کنم؟ قسمتی از شعر" درد واره ها"، زنده یاد قیصر امین پور
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 5 تیر1388ساعت 3 بعد از ظهر توسط ف ج |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
مهم این نیست من که هستم؛
مهم این است که در این جا فرصت حضور یافته ام و مهم تر این که تو از میان این همه انبوهی و کثرت، مرا و اندیشه هایم را پیدا کرده ای! |
|
RSS
|