![]() |
![]() |
|
| مينويسم پس هستم |
|
فرازهایی از اعلامیه جهاني حقوق بشر 10 دسامبر 1948 مجمع عمومي سازمان ملل متحد بيانيه بين المللي حقوق بشر را صادر نمود و از كليه اعضاء خواست تا آن را در سطح ملي و مخصوصن مدارس و موسسات علمي و دانشگاهي منتشر كنند. در مقدمه این بیانیه آمده است: نظر به اينكه حفظ شان ذاتي و حقوق همه اعضاء جامعه بشري پايه و اساس آزادي، عدالت و صلح در جهان است؛ و ناديده گرفتن و فراموش كردن آنها سبب اقدامات خشونت آميز و تجاوز به ساحت افراد شده است و ايجاد جهاني كه در آن همه افراد از آزادي بيان و عقيده بر خورداربوده و از ترسها و اجبارها رها باشند به يكي از بزرگترين آرزوهاي آنها تبديل شده و از آنجايي كه افراد نمي بايست تحت شرايط زور و فشارقيام عليه ظلم و سركوب را به عنوان آخرين راه نجات خود بدانند،و حقوق بشر ميبايست توسط قوانين كشور ها حمايت و صيانت شود و از آنجاييكه اعضاء سازمان ملل متحد در منشور حقوق بشر بر ارزش ذاتي ابناء بشر و برابري زن و مرد همچنين ارتفاء و پيشرفت و شرايط بهتر و آزادي بيشتر افراد تاكيد داشته و خود را ملزم به دستيابي يه احترام جهاني، رعايت حقوق بشر و آزاديهاي اساسي ميدانند؛ رعايت و اجراي منشور حاضر را كه دربرگیرنده حقوق دست يافتني براي كليه جوامع بشري ميباشد را براي همه افراد جهان لازم داند. ماده 1: همه افراد آزاد آفريده شده شدهاند و از حيث حقوق و حيثيت باهم برابرند، همه داراي عقل و وجدان ميباشند و بايد نسبت به يكديگر رفتاري برادرانه داشته باشند. ماده 2: هر كس ميتواند فارغ از هر گونه تمايز از حيث نژاد، رنگ پوست، جنسيت، مذهب، اعتقادات سياسي، مليت، طبقه اجتماعي و يا ثروت از حقوق و آزاديهاي ذكر شده در منشور برخوردار باشد. ماده 3: هر كس حق زندگي، آزادي و امنيت شخصي دارد. ماده4: بردگي و بهره كشي به هر شكل و نوعي كه باشد ممنوع است. ماده 5: شكنجه، مجازات و هر گونه عملي كه ظالمانه يا برخلاف شئون بشري باشد ممنوع است. ماده6: هر كس حق دارد داراي یک شخصيت حقوقي و قانوني باشد. ماده 7: همه در برابر قانون برابرند و حق دارند بدون تبعيض از حمايت قانون برخوردار باشند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيض و خشونتي از حمايت قانون برخوردار باشند. ماده 8: فرد حق دارد، در مقابل هر عملي كه حقوق اساسي وي را مورد تجاوز قرار ميهدبه محاكم قضايي مراجعه و از حمايت قانون بهرهمند شود. ماده9: هيچ فردي نميبايست بدون تفهيم اتهام توقيف حبس يا تبعيد شود. ماده 10: هر فردي حق دارد براي رسيدگي به دعاوي خود به مراجع و دادگاههاي ذيصلاح مراجعه نمايد و بر اساس عدالت به جرم يا اقامه دعوي او رسيدگي شود. ماده 11: هر فردي تا زمانيكه جرمش ثابت نشود، بيگناه است. ماده 12: حريم خصوصي افراد( زندگي خصوصي، مكاتبات، مكالمات) نميبايست مورد مداخله و تجاوز افراد ديگر قرار گيرد و در مورد حمله به شرافت و اسم و رسمش ميبايست مورد حمایت قانون قرار گیرد. او حق دارد به هر كشوري سفر كرده يا در صورت مهاجرت از كشورش باز به آنجا برگردد. ماده 14: هر كس حق دارد در صورت در خطر بودن جان و حيثيتش به كشورهاي ديگر پناهنده شده و اجازه خروج از كشور را داشته باشد. ماده 15: هر كس داراي حق تابعيت است؛ هيچ فردي را نميتوان از حق تابعيت خود يا تغيير آن محروم كرد. ماده 16: هر زن و مرد بالغي مي توانند فراي نژاد، مذهب و مليت با يكديگر ازدواج كننددر زمان زندگي مشترك و جدايي زن و مرد داراي حقوق يكسان هستند؛ ازدواج مي بايست با رضايت كامل طرفين صورت پذيرد. ماده 17: هر فرد به طور فردي يا جمعي حق مالكيت دارد. ماده 18: هر كس حق برخورداري از آزادي فكر، عقيده و مذهب را دارد همچنين مي تواند آنها را تغيير دهد نيز داراي حق اجراي فردي و گروهي مراسم مذهبي و تعليمات مربوط به دين خود را دارد. ماد 19: هر كس حق آزادي بيان و عقيده خود بدون هيچ گونه ترس و اضطراب را داشته و در كسب اطلاعات و انتشار آن به هر وسيله اي بدون مرزبندي و ملاحظات آزاد ميباشد. ماده 20: هر كس در تاسيس مجامع، جمعيتها و انجمنهاي مسالمتآميز آزاد است. ماده 21: هر فرد حق دارد در اداره امور كشور خود مستقيمن يا از طريق نمايندگان منتخب سهيم باشد. _ اساس و منشاء حكومت اراده ملت است، اين اراده مي بايستي با انتخاباتي آزاد و سالم و به صورت ادواري صورت گيرد. ماده 22: هر كس به عنوان عضوي از اجتماع خود مي بايست از احترام و امنيت اجتماعي، حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و هرآنچه كه لازمه نمو شخصيتي اوست برخوردار باشد. ماده 23: هر كس حق دارد شغل دلخواه خود را انتخاب و از آن راضي باشد و در مقابل بيكاري مورد حمايت قرار گيرد؛ همه حق دارند بدون هيچ تبعيضي در مقابل كار مساوي اجرت مساوي دريافت كنند؛ درآمد فرد مي بايست زندگي او و خانوادهاش را در حد شئونات انساني تامين كرده و در صورت لزوم با اقدامات حمايتي دولتي و اجتماعي تكميل گردد. ماده 24: هر كس حق تفريح، استراحت، و فراغت دارد. ماده 25: هر كس حق دارد در شان خود خوراك، پوشاك، سلامتي ، رفاه و بهداشت خود و خانوادهاش را تامين كند و در مواقع بيكاري، پيري، نقص عضو یا بيوگي و بی سرپرستی به صورت آبرومندانهاي مورد حمايت قرار گيرد. ماده 26: هر كس حق برخورداري از آموزش و پرورش را داشته و تحصيلات ابتدايي ميبايست رايگان باشد . آموزش عالي براي همه فراهم گردد تا هر كس به فراخور استعدادهايش از آن بهرهمند شود. ماده 27: هر كس حق دارد از داشتههاي ملي فرهنگي ، اجتماعي، علمي و مذهبي بهره مند شده و در رشد و اعتلاي جامعه خود شريك باشد. ماده 28: هر كس حق برخورداري از آزاديها و شرايط مناسب ملي و بين المللي براي تحقق حقوق ذكر شده در اين منشور را دارد. ماده 29: هر كس حق دارد در جامعهاي رشد كند كه به بالندگي و نمو كامل مادی و معنوی او كمك كند. ماده 30: هيچ يك از مقررات مذكور نبايد به گونهاي تفسير شود كه دولتي يا جمعيتي حقوق و آزادي هاي ذكر شده در اين منشور را ناديده گرفته يا برخلاف آن اقدام نمايد. ترجمه شده از سایت youthforhumanrights.org ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اینکه چند تا از کشورها به مفاد این اعلامیه عمل کردن یا چندتا از اونا تو کشور خودمون اجرا شده یا این تصور که یه عده از میان همین آدم های کره زمین دست به خلاف و ظلم می زنن و یه عده دیگه از همین آدمها به صرافت اصلاح امور میوفتن و معلوم نیست بالاخره از میان این تام و جری های قانون گزار و قانون گریز کدومشون موفق میشن، باشه برای" شاید وقتی دیگر". دنیای بهتری هم میشد ساخت اگر...!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 28 آبان1388ساعت 10 بعد از ظهر توسط ف ج |
|
|
ما براي ايران فرزندان خوبي هستيم.....(2) خب برادر محترم هم داماد شدن و رفتن خانه بخت و به قول يكي از همكاران ما را هم به مقام رفيع خواهر شوهري نائل نمودن( چه مقام سنتي!!!) و من سرم شلوغ بود و از طرفی در پست قبلي نتونستم ناگفته هام رو بنويسم. هميشه سر كلاس به دانشجوها ميگم تو هر رشته اي كه درس ميخونين، سعي كنيد نگاه فرامرزي و بينالمللي داشته باشيد؛ تنها در اين صورته كه ميتونين علمتون رو به روز نگهدارين. به قول يكي از اساتيدم ما در همه علوم فرزند ترجمهايم. حالا كه تمام منابع و ماخذ مطالعاتي ما نتيجه زحمات انديشمندان خارجي و به قولي اونور مرزي هست لاجرم نگاهمون هم بايد بين المللي باشه. مهمتر اينكه ارتباط با مجامع علمي بين المللي تجربه اي ناب و منحصر بفرده. در مقايسه با داخل، فضاي حاكم بر مجامع علمي خارجي به قول اينگيليسيها impressive و دوستانه تره!. يادم مياد وقتي براي دفاع از پايان نامه كارشناسي ارشد آماده ميشدم پر از استرس بودم چرا كه به تجربه بهم ثابت شده بود تو اون دانشگاهي كه من درس ميخوندم جلسههاي دفاعيه نه تنها نشستي علمي نبود بلكه محل تسويه حسابهاي شخصي اساتيد باهم دیگه بود. و بازهم ناچارم كمي غر بزنم كه به جز تعداد معدود و انگشت شماري، تقريبن همه اساتيد كليه رشتهها نگاهي از بالا به پايين نسبت به دانشجوها دارن! در حاليكه اكثريت قريب به اتفاق اونها از علم امروز عقب و غافل هستن! شايد هم دليل اين جبهه گيري دوري از گير افتادشون در دام سوالات و كنجكاويهاي دانشجوهاي درسخون تر و بهروزترباشه! حالا اساتيد خارجي درست برعكس! هر كمكي كه بتونن انجام ميدن مثلن من از وقتي اومدم كلي فايل و كتاب و مجلاتي كه ازشون خواسته بودم برام ايميل كردن يا فرستادن و يكيشون گفته كه اگر در ترجمه مقالاتش مشكل پيدا كردم بهش اطلاع بدم و كمك بخوام. (نتيجه اخلاقي:) توصيه من به همه دانشجوهايي كه اين مطلب رو ميخونن اينه كه سعي كنن پيوسته (از طريق اينترنت) در تماس با مجامع علمي خارجي و بين المللي باشن . يادم مياد يكي از اساتيد حاضر در كنفرانس ازم پرسيد كه چرا دكترا نميخونم و منهم گفتم كه رشته مطالعات ترجمه تو ايران دكترا نداره و گفت خب بورس شو برو خارج و منهم آهي كشيدم و گفتم بورس دولتي برداشته شده!!! قاعدتن چون من هر 4 ترم دوره كارشناسي ارشد رو با بالاترين معدل سپري كرده بودم الان مي بايست بورس ميشدم ولي... و این سوال به ذهنم متبادر شد كه ما براي ايران فرزندان خوبي هستيم اما آيا ايران هم براي ما سرزمين خوبي هست؟؟!! منظورم از "ما" همه ايرانيهاست: اونهايي كه زمان جنگ با خون و جونشون از خاك وطن محافظت كردن، اونهايي كه با قلمشون و فكرشون و شعر و كتابشون در عرصه بودن، اونهايي كه با سرمايه مادي و ثروتشون اقتصاد رو چرخوندن و اونهايي كه بدون اين سرمايهها فقط كار كردن و كار كردن ... يه اصل روانشناسي رابطه هست كه ميگه هر رابطهاي نهايتن يه معاملهس، نوعي بده بستان مادي يا معنوي و رابطه سالم از هر نوعي رابطه اياست كه هيچ يك از طرفين بازنده نباشه يا حداقل حس بازندگي بهش دست نده. حسي كه فكر ميكنم اكثر ما ايرانيها عميقن تجربهش كرديم.
پ.ن اینهم برای "آینه جان" (دوست وبلاگی) که نگران رعایت حجاب در بلاد کفر بود!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 19 آبان1388ساعت 4 بعد از ظهر توسط ف ج |
|
|
ما براي ايران فرزندان خوبي هستيم...!! براي شركت در سومين كنفرانس بين المللي "Media for All " (كه به فارسي ميشه رسانه براي همه) سفري داشتم به كشور بلژيك، شهر انتورپ (Antwerp ). براي من تجربه نابي بود؛ حضور در يك جمع علمي خارجي كه احساس ارزشمند بودن ميكني، جايي كه تلاش آدمها وجه مشتركشونه و آدم ها نه با جغرافياشون كه با توانايي هاي بالقوه و بالفعلشون سنجيده ميشن. از ايران مقاله من و دو تا خانم ديگه براي ارائه پذيرفته شده بود( متاسفانه یکی از ما نتونست بیاد). حضور ما براي شركت كننده هايي كه از اقصي نقاط دنيا (آلمان، كانادا، ژاپن، لهستان، اسپانيا، برزيل، آفريقاي جنوبي، هلند، اسرائيل،چين ...) اومده بودن خيلي جالب بود؛ مي گفتن شنيديم تو ايران زنها خيلي محدود هستن چطور شما تونستين بيايين؟! و ما هم گفتيم كه اينها همه شايعاتي بيش نيست و مي بينيد كه ما اينجاييم! زنان در ايران در تمامي عرصهها بسيار فعال هستن. يكي از اساتيد( كه اهل دانمارك بود) به شوخي گفت:" در آينده اي نزديك زنان ايران كنترل امور را به دست خواهند گرفت!" به هر حال تمام تلاش ما اينبود كه از ايران تعريف كنيم !! ( حسابي آبروداري كرديم) در يكي از روزها سر ميز نهار كه باز صحبت از ايران شد از اونها خواستيم كه بيان و از نزديك ايران رو ببينن؛ يكيشون با تعجب گفت مگه خارجي هارو راه ميدن تو ايران!!؟ نكنه به جرم جاسوسي بگيرنمون!؟ من هم گفتم شما اگر به قصد جاسوسي وارد هر كشوري بشين مسلمن دستگير ميشين! يه خانم استاد اسرائيلي گفت كه حيف اجازه ورود به ايران رو نداره! يه آقاي آلماني هم بود كه گفت از فيلمهاي ايراني خيلي خوشش مياد و " رنگ خدا" همچنين " درباره الي" رو خيلي دوست داشت! موقع برگشت تو هواپيما كنار يه زوج ميانسالي نشسته بودم كه مي خواستن با تور برن سوريه و اردن و گفتن كه خيلي دوست دارن بيان ايران ولي به خاطر محدوديتها نمي تونن. خانم گفت كه گرماييه و نمي تونه چادر سرش كنه و الا دوست داره اصفهان و شيراز رو ببينه! فكر مي كرد بايد چادر سرش كنه! كاملن براش توضيح دادم كه مانتو هم مي تونه بپوشه همونطور كه من پوشيده بودم، آقا هم نگران امكانات بود (هتل، حمل و نقل عمومي، دسترسي به اينترنت)؛ گفتم كه تهران و شهرهاي بزرگ ديگه شهرهاي مدرني هستن كه هر چي بخوان هست، خوشحال شدن و گفتن كه در مورد ديدار از ايران بيشتر فكر مي كنن. دانشکده زبانهای خارجه، دانشگاه Artesis
پوستر كنفرانس كه توسط شركت تبليغاتي bti طراحي شده بود
دوچرخههاي دانشجوها كه جلوي دانشكده پارك شده بودن
دانشجوهاي محجبه خيابونهايي كه براي تردد ماشينها، دوچرخهها و كاميونها خط كشي هاي مخصوصي داشتن و بر خلاف اينكه ماشين اونجا هم به اندازه تهران زياد بود ولي ترافيك روان و خيابونها خلوت بودن. ماشين (خودرو) جزيي از زندگي عادي و روزمره شون بود.
معماري زيبا و نماهاي چشمنواز
خزان از نوع بلژيكي !
و صبحانه از نوع بلژيكي!
علامتی كه تو همه كلاسها و سالنهاي دانشگاه و محل كنفرانس به چشم مي خورد
نمايي از رستوراني كه براي نهار دعوت شده بوديم
و بالاخره كباب كوبيده از نوع بلژيكي، در رستوران "فنجان" متعلق به برادران ديني ترك، ايراني و بنگلادشي! قيمت: 20 يورو!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 5 آبان1388ساعت 2 بعد از ظهر توسط ف ج |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
مهم این نیست من که هستم؛
مهم این است که در این جا فرصت حضور یافته ام و مهم تر این که تو از میان این همه انبوهی و کثرت، مرا و اندیشه هایم را پیدا کرده ای! |
|
RSS
|