![]() |
![]() |
|
| مينويسم پس هستم |
|
کتابخانه تکانی شیرین!!
چند روز پيش در كتابخانهام دنبال جزوهاي ميگشتم كه پس از نيم ساعت جستجو و كلافگي پيدايش نكردم. تصميم گرفتم يك كتابخانه تكاني اساسي انجام بدهم و به اين اصل "فنگ شويي"[1] عمل كنم كه ميگويد: "اسباب و وسايل انباشته شده در قفسهها محل صقل انرژي ها و باعث مسدود شدن جريان انرژيهاي تازه ميشود" از نكات مهم فلسفه فنگ شويي اين است كه زندگي ما به شدت تحت تاثير محيط فيزيكي و احساسي اطرافمان قرار دارد. پس براي نجات از دست نيروها و انرژيهاي كهنه و مانده و البته يافتن آن جزوه نا پيدا، 3 ساعتي را با گردگيري كتابها سپري كردم و البته به كشفيات مهمي نائل آمدم، كلي كتاب و كتابچه پيدا كردم كه شايد اصلا فراموششان كرده بودم ؛ مهمتر از همه دفتر خاطرات دوران دانشجويي (ليسانس) و دفتر انشاء دوران دبيرستانم را پيدا كردم و در اين اثنا به نتايجي هم رسيدم از جمله اينكه كتابهاي كم حجم و نازك و با قطع جيبي به هيچ وجه به درد چيدن در قفسه كتابخانه نميخورند چون لا به لاي كتابهاي ديگر گم ميشوند و به كلي از ياد ميروند و وقتي دنبالشان ميگردي تقريبا به حد جنون ميرسي !! بعد هم تصميم گرفتم تمام كتابهاي كم حجم را در جاي ديگري جاسازي كنم. از ميان كشفيات مذكور: شازده احتجاب هوشنگ گلشيري، مجموعه شعر بهروز ياسمي با عنوان "همان گناه هميشه" و ترجمه شعرهاي شاعره لهستاني "ويسووا شيمبورسكا" برنده جايزه نوبل ادبي 1996 كه از كتابفروشي دانشكده خريده بودم و "تا تقاطع خطوط موازي" به قلم يكي از شاگردانم ( مريم تاجيك )كه خودش آن را به من هديه كرده بود. اشعار اين مجموعه گر چه كمي تلخ و نشانه خودويرانگري شاعر است ولي يك جورايي به دل مينشيند: هرگز نخواهد آمد اينجا درها بسته است و پنجرهها چه خيره چشم دوختهاند به انتظار بايد مي آمد زمان ميگذرد و چهرهام در آينه پير و پيرتر ميشود بايد مي آمد شايد، شايد رهگذري خستهتر از من او را ربوده است. دوست داشتم شعر "خواب 3" بهروز ياسمي را برايتان بنويسم، فكر كردم به قول قدما سبب اطاله كلام ميشود، باشد براي پست بعدي! و اينهم یک نماي بسته از چند قفسه كتابخانهاي مرتب كه 3 ساعت وقت صرفش كردم! كتابها ! من بدون كتابهام نميتونم زنده بمونم !!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 شهریور1386ساعت 8 بعد از ظهر توسط ف ج |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
مهم این نیست من که هستم؛
مهم این است که در این جا فرصت حضور یافته ام و مهم تر این که تو از میان این همه انبوهی و کثرت، مرا و اندیشه هایم را پیدا کرده ای! |
|
RSS
|