![]() |
![]() |
|
| مينويسم پس هستم |
|
کدام روز زن! خب انتخابات هم برگزار شد! گرچه در مملکت ما همه اتفاقات مهم مثل انقلاب، جنگ و انتخابات بیش تر تابع شور است تا شعور. اگر تعداد انگشت شماری زن وجود داشته باشد که سرشان به تن شان می ارزد یکی همین خانم زهرا رهنورد است. من آشنایی مستقیم با ایشان ندارم و در مورد کیفیت مدیریت شان در دانشگاع الزهراء هم چیز زیادی نمی دانم اما می دانم زنی اهل تفکر هست و ما نه در ایران که در کل دنیا افراد اهل تفکر بسیار کم داریم. اصلن قصد دفاع از ایشون رو ندارم که آنچه عیان است چه حاجت به بیان است؛ همین که می گوید:" نظام مدیریتی بدون حضور زن فضای خشنی ایجاد می کند" کافی است. اما مسئله مهم اینه که در جامعه سنت گرای عقل گریز ما روزی کذایی به نام روز زن علم می کنند در حالی که با یک زن روشنفکر معتقد که مسلمن وظایفش به شوهر داری و بچه داری ختم نمی شود و دنیا را از دریچه تن نمی بیند اینطور رفتار میشه! وقتی قاطبه سنت مداران آبروی او را در رسانه ملی تهدید می کنند چطور منزلت زن را در بوق و کرنا می کنند؟ کدام روز زن؟ زن از دیدگاه سنت گرای آنها هرچه احمق تر و زیباتر و تو سری خور تر بهتر! چرا زنان آنها عیان نشدند؟ چون زنانشان با این همه پول و قدرت جز زنانگی چیزی برای ارائه ندارند و متاسفانه پارامتر سنجش زنان از نظر آن ها زنان ابله دور و برشان است. به قول مرحوم شریعتی زن در تفکر سنتی خاله خان باجی هایی بیش نیستند! زنان روشنفکر امثال رهنورد که نیازی به علم و پرچم و حمایت مردان خود ندارند و خود پیشرو هستند در چنین جامعه پوسیده و تحجر مسلکی چطور می خواهند رشد کند؟ کدام روز زن؟ کدام زهرا؟ کدام فاطمه؟ از نظر اشل های کوته بینانه حضرات، زنان به دو گروه چادری و غیر چادری تقسیم می شوند که گروه اول ملائک مجسم روی زمین و پاکدامنان تاریخند و گروه دوم نمایندگان شیطان و مفسدان فی الارض! کدام منزلت زن؟ زنانی که شوهرانشان شهید شدند و سیاست های غلط همین ها آنها را بیوه کرد! بیوه بیوه است چه همسرش مرده باشد چه نام شهید به خود بگیرد! زن بیوه زن بی پناه است و ما نماینده زنان فعلی و نوگرای جامعه چه کنیم که زمان جنگ دخترکان 4،5 ساله ای بیش نبودیم تا امروز بیوه هایی فرشته خو می شدیم که آنها از بنیاد شهید به ما صدقه بدهند و گاه گاهی پیشنهاد صیغه بهمان بدهند!! چه کنیم که چادر سر کردن برایمان سخت و دست و پا گیر است ولی معتقد به حجاب هستیم چرا که در جامعه نا امن ما حجاب امنیت می آورد و نه تشخص واقعی! چه کنیم که در پستوها و مطبخ ها نماندیم و می خواهیم رشد کنیم! کدام روز زن؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 خرداد1388ساعت 11 قبل از ظهر توسط ف ج |
|
|
بوتو و بوتوها!!!
خيلي مقاومت كردم تا در مورد ترور بوتو مطلبي ننويسم؛ مخصوصا روزهاي اول پس از مرگش كه ميدانستم نتيجه يك متن انشايي ميشود و فوران احساسات! اما مقاومت در مقابل يك كشش نيرومند نه تنها عاقلانه نيست بلكه مخرب هم هست! يك نوع سركوب! واژهاي كه حداقل ما زنان ابراني با آن غريبه نيستيم كه هيچ بلكه اين حس به نوعي همزادمان شده! از آنجاییکه همیشه به احساساتی بودن محکوم می شویم که یعنی "عقلمان" کار نمی کند! پس صبر كردم كمي احساساتم كنترل شود بعد بنويسم!
بله بوتو هم رفت! به ابديت پيوست! در اوج شهرت و صلابت، يا هر چه ! او هم رفت همانطور كه همه ما خواهيم رفت و باز چگونه و چطور رفتن مهم است نه زمان و مكان رفتن! و اما كه و چه بوتو را وادار به رفتن كرد؟! اصولا در جوامعي كه "توحش" اصل و اساس همه چيز و همه كس شده، ميتوان نمود آن را در كل زندگي جامعه "بدوي" به وضوح ديد. اصل توحش بر پايه پاك كردن صورت مسئله است، يعني اينكه هر معادلهاي كه پيچيدهتر باشد عمرش كوتاهتر ! هر چه زودتر بايد محو شود!
حالا چرا؟!!
چون حل مسئله نياز به درايت، دانش، قضاوت درست و ورزيدگي فكري دارد و آدم يا آدمهايي كه مغزشان و فكرشان از بدو تولد بلا استفاده مانده چطور ميتوانند پرسشها را پاسخ دهند! درمانده ميشوند! و آن حس توحش نميگذارد با مناعت طبع شكست و كم آوردن را بپذيرند، درنتيجه تنها چيزي كه آرامشان ميكند عمل به دكترين" حذف" است.حال هر چه اين حذف كاريتر و ريشهايتر بهتر و چه حذفي بهتر از مرگ؟!! و با خود ميگويند :
خب حالا ميكشيم تا راحت شويم نه، تنها راحت شدن نيست بلكه خوي توحشمان را سيراب ميكنيم و وحشيتر و وحشيتر ميشويم و ميكشيم و ميكشيم حالا هركه باشد ؛ جان اف كندي باشد، رجايي باشد، گاندي باشد، حجاريان باشد ، بوتو باشد ما همه را ميكشيم تا فقط خودمان باشيم فقط خودمان!!!!
و حالا در پاكستان و در جامعه اي بدوي و وحشي در قرن بيست و يكم كه آدم يك جورايي از اينهمه قراضگي اين ملت مفلوك حالش بد ميشود ! يك زن مقتدر مثل بوتو با تمام ظرافت و لطافت زنانهاش مي آيد و ميخواهد اين قوم پاره پوره را با مدرنيته به هم بدوزد و يكپارچه و متمدن كند! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 11 دی1386ساعت 11 قبل از ظهر توسط ف ج |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
مهم این نیست من که هستم؛
مهم این است که در این جا فرصت حضور یافته ام و مهم تر این که تو از میان این همه انبوهی و کثرت، مرا و اندیشه هایم را پیدا کرده ای! |
|
RSS
|