![]() |
![]() |
|
| مينويسم پس هستم |
بازهم مقادیری اموال سرقتی !!اعتراف ۱: از وبلاگ آشپز باشی به انضمام عکس مربوطه! خارپشت های ...
میگویند وقتی سرمای زمستان فرامیرسد، خارپشتها در لانههاشان، برای گرم شدن به همدیگر نزدیک میشوند و میچسبند اما طبیعتاً خارهایشان مزاحم است و درد و سوزش و زخم و جراحت ناشی از خار "همسایه" باعث میشود از هم فاصله بگیرند. (این وسط احتمالاً چند تا فحش هم رد و بدل میکنند که چون مطلب ما یک نوشتهی جدی و علمیست از درج این الفاظ در این "مکان" معذوریم!) اما خوب، با این سرمای بیپیر چه میتوان کرد؟ تنها منبع گرما در چند قدمیست! بنابراین همینقدر که درد و سوزش فروکش کرد و از حافظه پاک شد دوباره این نزدیکی جستن را از سر میگیرند و چند ثانیه بعد، باز از سر نو، زخمی و متألم از هم دور میشوند و...این کار اینقدر تکرار میشود تا سرانجام اولاً "فاصلهی مناسب" دستشان میآید و ثانباً جهت ِ "خواب" خارهای همدیگر را رعایت میکنند. دنيا محل گذر است... حق تقدم را رعایت فرمایید! * اعتراف۲: از وبلاگ لیلای لیلی ( عکسی در کار نبود!!) یادم باشد برايت بگويم که من باور دارم ، کسی که دوستمان داشته است ... يا ما گمان کرده ايم که دوستمان دارد ... يا خودش زمانی فکر می کرده است که دوستمان دارد، هر گونه حقی دارد که ما را ديگر دوست نداشته باشد. از همين لحظه. نمی شود دوست داشتن را از ديگری به واسطه ی تاريخ و قانون و منطق خواست، يا او را به ادامه دادن چيزی که تداوم ندارد؛ لابد ندارد ؛ محکوم کرد. نمی توان ديگری را در محکمه ی عشقی که در ما هنوز زنده است و در او نه، با قاضی و دادستان و دادنامه قضاوت کرد. اين درد، اين آسيب، اين وانهادگی که در توست، از توست. نه از ديگری. نگاه کن ... اگر ديگری ما را دوست ندارد؛ يا به شکلی که ما می خواهيم يا به اندازه ی آن؛ می توان مغموم شد يا دلتنگ يا سرگشته يا ماند يا رفت ... اما هر چيزی به جز اين اگر تبديل به حکايت مدعی و مدعا شود، می شود تملک طلبی، نه عاشقی که تملک بردار نیست! دوست داشتن حق نيست. انتظار نيست. مطالبه نيست. يا هست. يا نیست. همين. وحشی است. در هوای ازاد رشد می کند ... تا هست بايد قدرشناس بودنش بود ... و وقتش که رسيد، رهايش کرد تا برود و آنجا برويد که می روید!! و این رویش شاید سهم ما نبوده ! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 6 بعد از ظهر توسط ف ج |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
مهم این نیست من که هستم؛
مهم این است که در این جا فرصت حضور یافته ام و مهم تر این که تو از میان این همه انبوهی و کثرت، مرا و اندیشه هایم را پیدا کرده ای! |
|
RSS
|