![]() |
![]() |
|
| مينويسم پس هستم |
|
نافرجامی! برداشت کلی من از و.ضعیت موجود اینه که در شرایط فعلی جاده هر روز باریک تر می شود و اعتراضات راه به جایی نخواهد برد. اساسن آدم زیاد امیدواری نیستم مخصوصن اگر شرایط دور و برم "واهی" بودن تلاش ها رو بیش تر به رخم بکشه. اما چند نکته فکرم رو به شدت مشغول کرده : 1. شمارش مجدد آراء هیچ دردی را دوا نخواهد کرد چرا که مسلمن در مکانیزم های رای گیری تخلف صورت گرفته یعنی رای های تقلبی به اسم رئیس جمهور فعلی وارد صندوق ها شده و شمارش مجدد همان نتیجه ها را خواهد داشت. 2. اگر در احمقانه ترین حالت خوش بینی تصور کنیم تقلبی صورت نگرفته و او واقعن به اندازه رای هایش در میان قشر خاصی که کم هم نیستند محبوبیت دارد، پس با تناقض طرفدارن موسوی و تعداد زیادشون چه کنیم که با میزان آراء هم خوانی ندارد؟ طرفداران موسوی اگر بیشتر از طرفدارن احمدی نژاد نباشند کمتر هم نیستند! ولی آراء خلاف این را می گوید! 3. آیا موسوی به اندازه هاشمی رفسنجانی در دور قبل هم محبوبیت نداشته؟ با توجه به اینکه هاشمی به شدت ترور شخصیت شده بود و تقریبن از چهره های منفور در میان مردم به حساب می آمد! یعنی مردم موسوی را به اندازه هاشمی هم قبول ندارند؟ 4. این پلیس ضد شورش که نه پلیس است، نه نیروی انتظامی و نه ارتش چیزی نیست جز همان اراذل و اوباشی که پارسال از خیا بان ها جمع کردند و لباس پلیس ضد شورش تنشان کردند و لابد گفتند " بیایید برای خود ما کار کنید." ( فکر نمی کنم هیچ جای دنیا پلیس ضد شورش وارد خانه های مسکونی بشود و خرابی به بار بیاورد.) 5. موسوی حتی اگر به زعم حکومت بازنده قطعی هم باشد ذاتن فردی نجیب، شریف و روشن فکر است قدرت او نه در گردن کشی و قلدری که در تدبیر و درایت است و همین ها برای محبوبیت یک رهبر فکری کافی است. اگرچه این یک اصل کلی است که هر هدف و خواسته ای بهایی دارد و باید برای به دست آوردنش از خیلی چیزها عبور کرد اما در سیستم های غیر عقلایی و مبتنی بر زور این مردم هستند که بهای هر جنبش و حرکت و تغییر را می پردازند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 30 خرداد1388ساعت 10 قبل از ظهر توسط ف ج |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
مهم این نیست من که هستم؛
مهم این است که در این جا فرصت حضور یافته ام و مهم تر این که تو از میان این همه انبوهی و کثرت، مرا و اندیشه هایم را پیدا کرده ای! |
|
RSS
|